زهرا اسلامى فرد

112

تاريخ فرهنگ و تمدن اسلام ( فارسي )

پس از چندى هر يك از اين علوم مستقل گشت ؛ به‌ويژه فقه كه استقلال كاملى يافت و علماى آن به فقها مشهور شدند . « 1 » مسلمانان در زمان حيات پيامبر ( ص ) مسائل علمى خود را يا از قرآن مىگرفتند و يا از خود پيامبر ( ص ) مىپرسيدند ، ولى پس از رحلت آن بزرگوار ، بروز اختلاف و تفرقه بين مسلمانان از يك‌سو و گسترش سريع اسلام و پديدآمدن مسائل جديد ميان اقوام تازه‌مسلمان از سوى ديگر ، كار را دشوار نمود . از اين‌روى ، مسلمانان براى پاسخگويى به مسائل گوناگون و به‌دست آوردن نظر اسلام درمورد شئون مختلف زندگى خود ، دو طريق متفاوت را برگزيدند . منشأ اين اختلاف ، دو نوع عقيده و طرز فكر در مسئله امامت پس از پيامبر ( ص ) بود : يكى طريق اهل‌سنت و ديگرى نيز طريق شيعيان امام‌على ( ع ) و پيروان اهل‌بيت پيامبر ( ص ) . حال به اين دو روش مىپردازيم : « 2 » يك . فقه شيعه از آنجا كه شيعه پس از رحلت رسول‌خدا ( ص ) به وصايت و امامت دوازده امام معصوم معتقد است ، احكام فقهى را از اين بزرگواران برگرفتند . ائمه معصومين ( عليهم السلام ) با وجود همه محدوديت‌ها ، احكام اسلام را بيان مىداشتند ؛ به‌ويژه در عصر امام‌باقر و امام‌صادق كه آزادى نسبى به‌وجود آمد و بدين‌سان امكان عرضه فقه شيعه بيشتر فراهم شد . بدين ترتيب ، شاگردان ائمه مجموعه‌هاى ارزشمندى از احاديث آنان را گردآوردند . « 3 » نخستين كسى كه به تدوين فقه شيعه دست يازيد ، علىبن ابىرافع ، از شاگردان امام‌على ( ع ) است . او فقه را نزد امام ( ع ) آموخت و در همان ايام ، كتابى در ابواب فقه تدوين نمود . « 4 » نخستين فقيه شيعه كه فقه را بر پايه اجتهاد نهاد و استفاده از علوم عقلى را معمول ساخت ، ابن‌ابىعقيل عمانى است . او در اوايل غيبت كبرى مىزيست و معاصر شيخ كلينى

--> ( 1 ) . جرجى زيدان ، تاريخ تمدن اسلام ، ص 472 و 473 . ( 2 ) . يعقوب جعفرى ، مسلمانان در بستر تاريخ ، ص 216 . ( 3 ) . همان ، ص 219 و 220 . ( 4 ) . سيد حسن صدر كاظمينى ، تأسيس الشيعه لعلوم الاسلام ، ص 298 .